بررسی عوامل مؤثر بر مدیریت مصرف آب با استفاده از روش دلفی در حوضه آبریز مرکزی استان زنجان
محورهای موضوعی : Educationalهادی یاسر 1 , مظفرالدین شهبازی 2 , میثم موسائی 3
1 - دانشجوی دکتری جامعه شناسی گرایش اقتصادی و توسعه، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 - استاد یار گروه جامعه شناسی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم انسانی و هنر، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران
3 - استاد گروه جامعه شناسی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
کلید واژه: مدیریت مصرف آب, روش دلفی, عوامل اجتماعی, حوضه آبریز مرکزی, زنجان.,
چکیده مقاله :
بحران آب به یکی از چالشهای اساسی ایران تبدیل شده است و حوضه آبریز مرکزی استان زنجان نیز از این قاعده مستثنی نیست. مدیریت نادرست مصرف آب، بهویژه در بخش کشاورزی، موجب تشدید این بحران گردیده است. درک عوامل اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و قانونی مؤثر بر این مدیریت، گامی ضروری برای یافتن راهحلهای پایدار است. هدف: هدف این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت مصرف آب در حوضه آبریز مرکزی زنجان از دیدگاه خبرگان و ارائه الگوی جامعهشناختی مبتنی بر یافتههای کیفی بود. روش بررسی: این پژوهش به روش کیفی و با تکنیک دلفی کلاسیک در سه مرحله انجام شد. جامعه آماری پژوهش را ۳۰ نفر از مدیران، کارشناسان ارشد سازمان جهاد کشاورزی، اداره آب منطقهای و کشاورزان خبره استان زنجان تشکیل دادند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای باز و نیمهباز بود که در سه مرحله تکمیل و نتایج آنها با استفاده از تکنیکهای تحلیل محتوای کیفی و درصد فراوانی، تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: بر اساس یافتههای حاصل از سه مرحله اجرای دلفی، عوامل مؤثر در ۱۰ مقوله اصلی دستهبندی شدند: ۱. قوانین مصوب ناقص و متناقض (با فراوانی تأیید ۹۳٪)، ۲. ضعف در حکمرانی و هماهنگی نهادی (۸۷٪)، ۳. کمبود انگیزه اجتماعی و اقتصادی در بهرهبرداران (۸۳٪)، ۴. پایین بودن سرمایه فرهنگی و آگاهی (۸۰٪)، ۵. وجود قواعد و عادات نادرست محلی (۷۷٪)، ۶. ضعف فنی و زیرساختی (۷۳٪)، ۷. عدم تخصص و تعهد کافی در نیروی انسانی (۷۰٪)، ۸. نبود رهبری محلی مؤثر (۶۷٪)، ۹. عدم مشارکت اجتماعی (۶۳٪)، و ۱۰. ضعف در برخورد با متخلفان (۶۰٪). این مقولهها نشاندهنده ابعاد مختلفی هستند که مدیریت مصرف آب در منطقه را تحت تأثیر قرار میدهند. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که حل بحران آب در منطقه تنها از طریق اقدامات فنی میسر نبوده و نیازمند توجه همزمان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و قانونی است. بازنگری اساسی در قوانین، تقویت حکمرانی یکپارچه آب، سرمایهگذاری بر آموزش و ارتقای سرمایه فرهنگی، و بهرهگیری از رهبران محلی میتواند به بهبود مدیریت مصرف آب در حوضه آبریز مرکزی زنجان بینجامد.
Introduction: The water crisis has become one of Iran's fundamental challenges, and the central catchment area of Zanjan province is no exception. Improper water consumption management, particularly in the agricultural sector, has exacerbated this crisis. Understanding the social, cultural, managerial, and legal factors affecting this management is an essential step towards finding sustainable solutions. Objective: This study aimed to identify and prioritize the key factors affecting water consumption management in the central catchment area of Zanjan from the experts' perspective and to present a sociological model based on the qualitative findings. Methods: This qualitative research was conducted using the classical Delphi technique in three rounds. The statistical population consisted of 30 managers, senior experts from the Agricultural Jihad Organization, the Regional Water Company, and expert farmers in Zanjan province, who were selected purposively. Data collection tools were open and semi-open questionnaires, completed in three stages, and the results were analyzed using qualitative content analysis techniques and frequency percentage. Results: Based on the findings from the three Delphi rounds, effective factors were categorized into 10 main categories: 1. Incomplete and contradictory approved laws (93% confirmation frequency), 2. Weakness in governance and institutional coordination (87%), 3. Lack of social and economic motivation among beneficiaries (83%), 4. Low cultural capital and awareness (80%), 5. Existence of incorrect local rules and habits (77%), 6. Technical and infrastructural weaknesses (73%), 7. Insufficient expertise and commitment in human resources (70%), 8. Lack of effective local leadership (67%), 9. Lack of social participation (63%), and 10. Weakness in dealing with violators (60%). These categories represent various dimensions affecting water consumption management in the region. Conclusion: The results indicate that resolving the water crisis in the region is not feasible through technical measures alone and requires simultaneous attention to social, cultural, managerial, and legal factors. A fundamental revision of laws, strengthening integrated water governance, investing in education and enhancing cultural capital, and utilizing local leaders can lead to improved water consumption management in the central catchment area of Zanjan.
منابع
۱. ازکیا، م.، احمدرش، ر.، و پرتازیان، ک. (۱۳۹۷). روشهای تحقیق کیفی از نظریه تا عمل. جلد دوم. تهران: انتشارات کیهان.
۲.کردوانی، پ. (۱۳۹۱). منابع و مسائل آب در ایران. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
۳. فاضلی، م. (۱۳۹۵). رانت آب، بیانگر ایران. ماهنامه مهرنامه، ۴۴(۹۴): ۱۲۷-۱۳۶.
۴. لهسایی زاده، ع.، جهانداری، ج.، و منصوریان، م. (۱۳۹۰). عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر الگوی مصرف آب در میان شهروندان شیراز. مجله مطالعات اجتماعی ایران، ۹(۸۹): ۱۵۹-۱۸۲.
۵. زندحسامی، ح.، و فرهادی، ک. (۱۳۹۷). بازاندیشی در نظام آیندهاندیشی (مطالعه موردی: آب). فصلنامه علوم اجتماعی، ۷۷(۹۶): ۳۱۴-۳۶۰.
۶. شهبازی، م.، یاسر، ح.، و موسایی، م. (۱۴۰۲). تبیین الگوی جامعهشناختی مدیریت مصرف آب در حوضه آبریز مرکزی استان زنجان. علوم و تکنولوژی محیط زیست، ۲۵(۴): ۲۵-۴۱.
7.Bourdieu, P. (1986). The forms of capital. In J. Richardson (Ed.), Handbook of theory and research for the sociology of education (pp. 241-258). New York: Greenwood.
8.Cosgrove, W. J., & Loucks, D. P. (2015). Water management: Current and future challenges and research directions. Water Resources Research, 51(6), 823-839.
9.Giddens, A. (1984). The constitution of society: Outline of the theory of structuration. Berkeley: University of California Press.
10.Madani, K. (2015). Iran's looming water crisis. The Middle East in London, 11(5), 8-9.
11.Murphy, B., & Dalen, H. (2003). Crisis management and social capital. Journal of Social Welfare, 11(82), 243-263.
12.Ringler, C., Zhu, T., & Rosegrant, M. W. (2019). Viewing agricultural water management through a systems analysis lens. Water Resources Research, 55(2), 778-791.