﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>خردنامه صدرا</JournalTitle>
      <ISSN>1560-0874</ISSN>
      <Volume>19</Volume>
      <Issue>3</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2014</Year>
        <Month>6</Month>
        <Day>21</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>سرمقاله</VernacularTitle>
    <FirstPage>1</FirstPage>
    <LastPage>10</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>آیت‌الله سیدمحمد</FirstName>
        <LastName>خامنه‌ای</LastName>
        <Affiliation></Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2017</Year>
      <Month>4</Month>
      <Day>10</Day>
    </History>
    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">عقل و تجربه نشان داده است كه رشد و مجد و توفيق يك ملت و حكومت دلسوز آن جز با پي افكندن و به انجام رساندن امور اساسي و حكيمانه و ضرورتهاي زندگي افراد جامعه و نظام حاكم بر آن به جايي نميرسد و حتي باقي نميماند، و آرزوي يك ملت براي رسيدن به اهداف و آرمانهاي خود در راه رشد در همة امور، چه اقتصادي و چه علمي، با در پيش گرفتن هوسهاي جوانانه و سرگرميهاي روزمرة كودكانه سرابي بيش نيست و تحقق نخواهد يافت.  
سرگرميها و هوسهاي جامعة زمان عُبيدزاكاني كه ميگفت «رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز تا ...»، فقط همان مطربي و مسخرگي بود، اما امروز، پس از چند قرن كه بايد جامعه ما پيشرفته‌تر شده باشد، نه فقط مطربي و مسخرگي ترويج ميشود كه حتي ورزش نيز كه از ضرورتهاي زندگي امروزي است، بصورت مسخره و بيفايده بلكه مضر و بشكل فوتبال حرفه‌يي درآمده است و ميرود كه جاي دانش و خردمندي و حتي اخلاق را بگيرد.
نگاه امروز اين قلم به خسارتهايي است كه از راه بذل و بخششهاي كلان ميليارد توماني به چند بازيگر فوتبال و خسارتهاي معنوي آن كه از اين رهگذر به روح حكمت و دانش و روحية دانشمندان و جوانان دانش‌طلب اين مرز و بوم وارد ميسازد. امروز جامعة علمي ما از اينكه ميبيند بودجه‌ها و پولهاي كلاني از ملت، كه بايد صرف كمالات معنوي و علمي كشور شود و بر عمق فرهنگ ما بيفزايد و آنرا به دنيا معرفي كند، صرف چند تن بازيكن فوتبال حرفه‌يي يا مربيان يا سفرهاي پرهزينة آنها ميشود. اين رفتار ناساز و باورنكردني، آنچنان جا افتاده كه حتي مسئولان دلسوز فرهنگي هم به آن عادت كرده‌اند و از قبح و شگفتي و زيانهاي آينده آن غافلند. براي دلسوزان ملت بسيار دردناك است كه در زماني كه مراكز علمي و فرهنگي ما از فقر بودجه مينالند و حتي گاه از ثمر‌دهي افتاده‌اند، بشنوند كه بازيكن يا مربي فوتبال باشگاهي، از مبالغي كلان از بودجه و امكانات و تشويقهاي عملي برخوردار است و گاه بصورت قهرمانان ملي از او ياد ميشود، در حالي كه يك استاد حوزه يا دانشگاه با داشتن سابقه چند ده ساله و كار مفيد و سازنده‌يي كه ميكند، براي گذراندن زندگي خود مبلغي ناچيز حقوق ميگيرد و گاه توهين ميبيند و مشكلات فراواني از جهت مسكن و نيازهاي ديگر خانوادگي دارد.
با ديدن چنين جلوه‌هايي از بيحسابي كار كشور، ممكن است هر جوان به خود حق دهد كه به توصيه» عُبيد عمل كند و به كار بيسود و گاه زندگيسوز فوتبال حرفه‌يي و امثال آن روي بياورد و به كارهاي مولّد و سودمند ولي دشوار علمي و فكري و سازنده پشت‌كند و آب به آسياب دشمن بريزد. غوغاي مسابقات فوتبال حرفه‌يي يكي از توطئه‌هاي دشمنان بود، كه جوانان را به آنسوي بيحاصلي بسيج كنند و گويي در اين هدف موفق شده‌اند.  
جا دارد كه مسئولين فرهنگي فعال كشور به اين ضايعه بينديشند و بار سنگين غم اين تبعيض ناروا‌ ‌را، كه قانون اساس جمهوري اساس ايران آنرا منع كرده، از دوش دل انديشمندان و استادان حكمت و دانش بردارند و بجاي تشويق نامعقول افراط‌گرايانه معدودي بازيكن فوتبال، قدري هم به مشكلات مادي و معنوي اصحاب معرفت و دانش بپردازند و خزف را بجاي لعل بر گردن نياويزند.
</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">فلسفه
فرهنگ
اقتصاد</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://kherad.mullasadra.org/fa/Article/Download/23717</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>