﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>فلسفه و کودک</JournalTitle>
      <ISSN>2322-4215</ISSN>
      <Volume>5</Volume>
      <Issue>2</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2019</Year>
        <Month>11</Month>
        <Day>25</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle>Question</ArticleTitle>
    <VernacularTitle>پرسش</VernacularTitle>
    <FirstPage>11</FirstPage>
    <LastPage>12</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>زهره</FirstName>
        <LastName>حسینی خامنه‌ای</LastName>
        <Affiliation></Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2019</Year>
      <Month>11</Month>
      <Day>25</Day>
    </History>
    <Abstract>Question</Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">«و ما كان لِنفسٍ أن تؤمن اِلّا بإذن ‌الله و يَجعلُ الرجسَ علي ‌الذين لايعقلون» (يونس/100). «هيچكس را نسزد كه ايمان بياورد مگر به اذن (توفيق) خدا، و خدا پليدي را بركساني قرار ميدهد كه نمي‌انديشند».
انسان، پرسشگر است و پرسش از خود يا ديگران، از خصوصيات بشر است. پرسش در نگاه علمي وسيله معرفت‌شناسي است و حكمت همينگونه ساخته ميشود. پرسش در انسان، نداي فطرت پاك انساني است و با كنجكاوي حيواني كه امري غريزي است متفاوت است. انسان با پرسش به كشف عالم و درك آن نائل ميشود.
فلاسفه و حكماي اسلامي سه پرسش اساسي را مطرح كرده‌اند:
1) پرسش از هستي               2) پرسش از چيستي                3) پرسش از چرايي
پرسش، رشد معنوي و فكري خاصي را طلب ميكند. دامنه و محدوده پرسشهاي انسان نامحدود است و شامل وجود و هستي، ماده و فراماده در همه ادوار و  عرصه‌ها ميشود.
اگر «تفكر» زائيده پرسشگري باشد و حركت از مبدأ تا مقصد را سفر بناميم، پرسشگري و تفكر، سير و سفري معنوي و عقلاني و درون ـ ذاتي است كه حكيم ملاصدراي شيرازي چه زيبا و بجا «أسفار أربعه» يا «سفرهاي چهارگانه» در اين وادي را مطرح كرده است. 
چندي پيش جمله‌يي از يك نظريه‌پرداز عملگرا ملاحظه كردم كه توجه مرا بخود جلب كرد: «بسياري از مشكلات بشر از نوع سؤال پرسيدن او شروع ميشود. وقتي يك سؤال با «چرا» شروع ميشود، پاسخ دهنده بدنبال جواب در تجربيات قديم و گذشته است، در حالي كه وقتي سؤال با «چگونه و چطور» آغاز ميشود، ذهن ما را به حال و آينده ميكشاند و خلاقيت انسان را بيدار ميكند». وي اعتقاد داشت جواب سؤالهايي كه با «چگونه و چطور» آغاز ميگردد علاوه بر پاسخ چرايي مسئله، راهكار عملي براي برون‌رفت يا حقيقت بخشي يك چيز را بيان ميكند و انسان را به تفحص، تحقيق و تفكر بيشتر وادار ميسازد. پاسخ سؤالاتي كه با «چرا» آغاز ميشود، دلايل ناتواني انسان است و پاسخ به سؤالاتي كه با «چگونه» آغاز ميشود، سرشار از انرژي مثبت و اميدواري به آينده است.
وي استدلال ميكند كه شخصيتهاي بزرگي همچون گاندي سؤالهايشان را با چگونه پرسيدند تا توانستند دنيا را تغيير بدهند. البته نظر حقير متفاوت است و سؤالات چرايي را حاكي از نااميدي و يأس نميدانم بلكه در اكثر اوقات اين سؤالات دست پيدا كردن به سرچشمة مسائل است و اين دستيابي به علت ميتواند به حل مسئله كمك شاياني نمايد. اين ادوات پرسشي ميتواند در كنار هم قرار گيرند و به هم كمك كنند تا هم علّتها كشف گردند و هم راه‌حلها ارائه شوند؛ بطوركلي، جدا كردن حكمت نظري و حكمت عملي كاري نادرست است. حكمت نظري با چرايي ميتواند مباني نظري و پايه‌هاي حكمت عملي را فراهم آورد و سپس حكمت عملي با چگونه و چطور ميتواند براي حل مشكلات، راه‌حل ارائه نمايد.
متأسفانه نظريات اكثر فلاسفه غربي تك‌بعدي است و  اغلب به برجسته كردن يك جنبه يا يك بعد، علاقه و تمايل زيادي دارند و وجود خود را در نفي آراء قبل از خويش ميدانند و (برخلاف ملاصدرا) نظر خود را با ديدي باز، رويكرد واقع‌نگر و تلفيقي ارائه نميكنند... .
در اين بحث نيز آنچه مشهود است، اهميت و ارزش پرسش و پرسشگري است و اينكه پرسشها انسانها را بيدار ميكنند و ايده‌هاي نو برمي‌انگيزند. پرسش، سرآغاز تخيل، سرآغاز خلاقيت، و خلاقيت كودكان ارزشمندترين دارايي يك ملت است كه بايد پاس داشته شود. تخيل همه جهان را در بر ميگيرد و همة آنچه در آينده دانسته و درك خواهد شد، در خلاقيت نهفته است از اينرو بايد سعي كنيم به كودكان آموزش دهيم كه بجاي قضاوت، بينديشند و در انديشه خود، خلاق باشند و برانگيختن اين ميل طبيعي و فطري در كودكان در حوزه وظايف ماست.
</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">پرسش</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://pac.mullasadra.org/fa/Article/Download/22532</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>