﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<ArticleSet>
  <ARTICLE>
    <Journal>
      <PublisherName>مرکز منطقه ای اطلاع رسانی علوم و فناوری</PublisherName>
      <JournalTitle>خردنامه صدرا</JournalTitle>
      <ISSN>1560-0874</ISSN>
      <Volume>20</Volume>
      <Issue>1</Issue>
      <PubDate PubStatus="epublish">
        <Year>2014</Year>
        <Month>6</Month>
        <Day>21</Day>
      </PubDate>
    </Journal>
    <ArticleTitle></ArticleTitle>
    <VernacularTitle>سرمقاله</VernacularTitle>
    <FirstPage>1</FirstPage>
    <LastPage>10</LastPage>
    <ELocationID EIdType="doi" />
    <Language>fa</Language>
    <AuthorList>
      <Author>
        <FirstName>آیت‌الله سیدمحمد</FirstName>
        <LastName>خامنه‌ای</LastName>
        <Affiliation></Affiliation>
      </Author>
    </AuthorList>
    <History PubStatus="received">
      <Year>2017</Year>
      <Month>4</Month>
      <Day>10</Day>
    </History>
    <Abstract></Abstract>
    <OtherAbstract Language="FA">هفتة پژوهش نزديك است و بزودي جلسات و سخنرانيهاي مقامات سياسي و دولتي در فضيلت پژوهش و لزوم و ضرورت آن برپا خواهد گرديد. فضيلت و اهميت و لزوم پژوهش علمي بر كسي پوشيده نيست و از هر زاويه به آن نگاه شود لزوم و اهميت آن براي يك جامعة طالب موفقيت و پيشرفت، بر انسان روشن ميشود. قانون اساسي هم (بند 4، ص 3، ق.ا.ج) «تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينه‌هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي...» را وسيله‌يي براي رسيدن نظام جمهوري اسلامي ايران به اهداف انقلابي اصل دوم قانون دانسته است.
پژوهش ـ‌‌يعني تفكر و تدّبر و بكار انداختن انديشه و قواي ذهني براي كشف نقاط جديد علمي و فهم مجهولات‌‌ـ خود نوعي حركت است؛ حركت ذهن و روح انسان و خروج آن از جمود و ايستائي، و فكر را حكما از آنرو «حركت از مبادي، بسوي مراد» تعريف كرده‌اند تا وجود عنصر حركت و پويايي در پژوهش و منافع آنرا نشان دهند.
پس اگر فكر و پژوهش علمي، نوعي حركت و حركت نشانة حيات باشد، نتيجه ميشود كه حيات يك جامعه، به پژوهش علمي و راه پيمودن براي رسيدن به اهداف و مقاصد جديد بستگي دارد و جامعة ايستاي خواب‌آلود را ميتوان جامعه‌يي مرده و مرداب‌مانند تشبيه كرد.
پديدة پژوهش در يك جامعه علمي تابعي از روانشناسي اجتماعي و فردي و نيز اوضاع قانوني و اداري و نوسانهاي سياسي يا مانند آن ميباشد و بزباني ديگر عوامل و موانعي دارد و عوامل آنرا ميتوان عناصر و اركان آن دولت ناميد.
اولين عنصر آن، وجود انگيزه در دانشمند و دانشجوست، تا در روح او حركت ايجاد گردد و در ذهن او توان نهفته بيدار شود و پيداست كه وجود انگيزه در انسان خود مقوله‌يي گسترده و بسته به چندين عنصر ديگر، از جمله، آمادگي دستگاههاي مربوطه و نيز تشويق و قدرداني از زحمات است.
قدرداني و تشويق عملي ـ‌ و نه تنها لفظي و ظاهري ‌ـ گاهي بصورت فراهمسازي و تمهيد همة مقدمات كار براي پژوهشگر، و گاهي بشكل جلوگيري از برخي رفتارهاي مأيوس كنندة ادارات و دانشگاهها نسبت به محققين كشور است، و البته مقصود از پژوهشگر، همة فضلايي هستند كه در حوزه و دانشگاه ميباشند و نه فقط محيط دانشگاه، چون حوزه  سابقة تاريخي بيشتري در كار پژوهش دارد و بسياري از محققان حوزوي حتي بدون داشتن امكانات و تشويق و گاهي با وجود فشارهاي روحي و دولتي، برايگان و بدون دستمزد كارهاي تحقيقي بزرگي كرده‌اند؛ سعيشان مشكور باد.
در پايان به يك نكته مهم ديگر اشارت را لازم ميدانم و آن نزول سطح تحقيق علمي در علوم انساني از جهت كيفيت است كه اگر اينگونه بماند، علوم انساني در مقايسه با علوم طبيعي و تجربي، حالت و حيات نباتي بخود خواهد گرفت و اطلاق زنده بر آن دشوار خواهد شد.
</OtherAbstract>
    <ObjectList>
      <Object Type="Keyword">
        <Param Name="Value">پژوهش
تفکر
تدبر</Param>
      </Object>
    </ObjectList>
    <ArchiveCopySource DocType="Pdf">http://kherad.mullasadra.org/ar/Article/Download/23701</ArchiveCopySource>
  </ARTICLE>
</ArticleSet>